مراد على شمس
721
با علامه در الميزان ( فارسى )
جلوگيرى از آنها سدّى ساخت كه گويا مراد از آن سد « باب الابواب » باشد كه تعمير و يا ترميم آن را به كسرى انوشيروان يكى از ملوك فارس نسبت مىدهند . و ليكن همه گفتگو در اين است كه آيا با قرآن مطابق است يا خير ؟ 3 - صاحب روح المعانى نوشته : بعضىها گفتهاند او ؛ يعنى ذو القرنين ، اسمش فريدون بن اثفيان بن جمشيد پنجمين پادشاه پيشدادى ايران زمين بوده ، و پادشاهى عادل و مطيع خدا بوده . و وجه تسميهاش به ذو القرنين « صاحب قرن » اين بوده كه او دو طرف دنيا را مالك شد ، و يا در طول ايام سلطنت خود مالك آن گرديد ، چون سلطنت او بهطورى كه در روضة الصفا آمده پانصد سال طول كشيد ، و يا از اين جهت بوده كه شجاعت و قهر او همه ملوك دنيا را تحت الشعاع قرار داد . « 1 » اشكال اين گفتار اين است كه تاريخ بدان اعتراف ندارد . 4 - بعضى ديگر گفتهاند : ذو القرنين همان اسكندر مقدونى است كه در زبانها مشهور است ، و سد اسكندر هم نظير يك مثلى شده ، كه هميشه بر سر زبانها هست . 5 - جمعى از مورّخين از قبيل اصمعى ، ابن هشام ، ابو ريحان بيرونى و نشوان بن سعيد و . . . گفتهاند كه ذو القرنين يكى از تبابعه « 2 » اذواى « 3 » يمن و يكى از
--> ( 1 ) . روح المعانى ، ج 16 ، ص 25 . ( 2 ) . « تبابعه » جمع « تبع » كه پادشاهان يمن بنام « تبع » خوانده مىشدند . ( 3 ) . « اذواى » جمع « ذى » بهمعناى صاحب قصر .